امید در زندگی

اسمایلز:

«وقتی اسکندر کبیر به تخت سلطنت مقدونیّه نشست هر چه املاک و اراضی از پدرش به ارث برده بود بین دوستانش تقسیم کرد، پیرومکاس از او پرسید پس برای خودت چه نگاه خواهی داشت؟ در جواب گفت:امید،که بزرگترین دارائی و تملّک انسان است»

آرزوی ویکتورهوگو:

ویکتورهوگو در پانزده سالگی روی دفتر یادداشت خود نوشته بود که: «من می خواهم شاتوبریان باشم یا هیچ نباشم» سرانجام برتر از آن نویسندۀ نامدار شد

روسو:

«امید و آرزو آخرین چیزی است که دست از گریبان بشر بر می دارد»

کانت:

«اگر از انسان امید و خواب گرفته شود بدبخت ترین موجود روی زمین است»

شکسپیر:

«از دست دادن امیدی پوچ و آرزوئی محال خود موفقیّت و پیشرفت بزرگی است»

«عاملی که این گونه زندگی را بر ما غم انگیز ساخته پیری و پایان لذّت ها نیست بلکه قطع امید است»

«مردم بینوا و تیره بخت درمانی جز امید ندارند»

جان اشتنبک:

«بزرگترین امید آن است که امید را به قصد کُشت کتک بزنیم»

برناردشاو:

کسی که هرگز متوقع و امیدوار نیست، هرگز روی نومیدی و خلاف نمی بیند»

ناپلئون:

«کسی که به امید تحصیل شهرت، پیرو فضیلت و تقوا می گردد خیلی نزدیک به فسق و فساد قرار دارد»

«من تمام توفیق های خود را مرهون امیدهایی هستم که در دوران جوانی در قلب خود پرورش می دادم»

/ 0 نظر / 10 بازدید